بخش دوم: زندگی جریان داره

بعد از اینکه دو رویداد بیست‌تاسی رو داخل دانشگاه داشتیم. اتفاق‎های خوب زیادی افتاد و باز هم تجربه‌های کم‌هزینه داخل دانشگاه رو برای خودم داشتم. این اتفاق‌ها باعث شدن که من بتونم برای دانشجوهای دیگه هم آموزه های خوبی رو بوجود بیارم.

از جمله این رویدادها میشه اولین رویداد کارافرینی در حوزه خرما، ایده شو دانشگاه کارآفرین، همایش توسعه شرق کشور، شروع کار روی پایان نامه و شروع کار روی طرح کسر خدمت نیروی انتظامی رو نام برد. که از این بین هر کدوم میتونن سهم زیادی در تغییر اینده من داشته باشن.

گاهی وقتا با خودم میگم اگر مسیر زندگی خودم رو به این خوبی که تا الان باهاش پیشرفت کردم نبود، الان میتونستم کجا باشم و چه اتفاق هایی میتونست برام بیافته؟ از کودکی ساکت و اروم و بدون شیطنت یا حتی شاید بشه گفت کم رو تا جوانی پر از تجربه و یادگیری، همه جاهای مسیرم به رشد بیشترم کمک کردن و امیدوارم که بتونم این مسیر رشد رر همچنان برای خودم ادامه بدم و چالشهایی که در اینده در انتظارم هستن رو هم مثل همیشه سرشار از یادگیری بگذرونم و بتونم همیشه با مسیر پیشرفت شخصیت و انسانیت هم قدم بمونم.

Continue Reading

زندگی جریان داره

خیلی وقت بود که اسم کارهای خوبی مثل بیست تا سی رو شنیده بودم و دوست داشتم باهاشون یه برنامه مشترک داشته باشم.

این کار رو از شیراز دنبال میکردم و گاها بخاطر نداشتن پشتوانه قوی حتی شروعش نکردم، تا اینکه برنامه سفر به زاهدان شروع شد و رسما دانشجوی ارشد شدم و کارهای اجرایی زیادی رو با پشتوانه دانشگاه شروع کردم.
تا اینکه دوره توانا که با همکاری انجمن علمی کارآفرینی دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار میشد شروع شد و یکی از جلسات رو با آقای محمد نجفی بنیان گذار بیست تا سی همراه بودیم.

توی اون جلسه که واقعا به من خوش گذشت بین من و ایشون دوستی اولیه ای شکل گرفت و رابطه مجازی ما برقرار شد.

بعد از اون با همکاری ایشون، دوره مربی گری با آقای امیر مهرانی برای پارک علم و فناوری سیستان و بلوچستان برنامه ریزی شد و الآن هم برای پنج شنبه ۱۴ اردیبهشت برنامه دو تا کارگاه آموزشی رو داریم.

همه اینا رو به عنوان یک مقدمه آوردم تا نشون بدم که فرآیند رشد به عنوان یک دانشجو میتونه خیلی ساختاریافته و سریع انجام بگیره، تنها شرط اینکه این اتفاق بیافته اینه که حاضر بشی شروع کنی و تجربه کنی.

هزینه تجربه کردن داخل دانشگاه به مراتب کمتر از بازار هست و میشه از این فرصت برای یادگیری و تجربه عملی به خوبی استفاده کرد.

این پست همچنان ادامه دارد و بقیه اطلاعات رو در آینده خواهیم دید.

Continue Reading

دانشگاهى که مسیرش حوصله سر کلاس رفتن رو ازم گرفت

سلام
امروز براى کلاس محاسبات عددى راهى دانشگاه شدم اما گرماى زیاد حوصله کللس رفتن رو ازم گرفت، انا بعد از اینکخ رسیدم دانشگاه و نرفتم سر کلاس و گشتن دنبال یه کلاس خالى خودم نشستم پاى خوندن محاسبات عددى و تا اذن لحظه که به خودم استراحت دادم نزدیک به نیمى از مواردى که با درکشون مشکل داشتم رو کامل متوجه شدم.
الان هم کم کم باید دوباره درس رو شروع کنم که بتونم واسه میانترن کاملا آماده باشم.

image

Continue Reading

شروع و باز هم شروع

سلام
صبح قشنگى رو شروع کردم. روز خوبى رو خواهم ساخت. روزى که براى شروعش شروع کردم به نوشتن رو حتما عااالى خواهم ساخت.
باباى پولدار و باباى فقیر رو دیروز که براى خرید کتاباى دانشگاه دیدم چون خیلى وقت بود که دوست داشتم که داشته باشمش خیلى سرىع برش داشتم و از امروز و وقتى که برسم مغازه خوندنش رو شروع خواهم کرد.

اولین نوشتارم با گوشى موبایل به زبان فارسى

با تشکر- یک

Continue Reading

سه شنبه ای که خوب شروع شد

سلام

خوب راجع به امروزم بگم که خوب شروع شد
دانشگاه که خوب بود اومدرم دفتر دیدم بچه ها نیستن و تقریبا یه تنه همه کارها رو پیش بردم

وقتی تازه شروع کردم به نوشتن خیلی حوصله داشتم اما الان اینقدر سر و صدا رو سرمه که حوصله هیچ کاری رو ندارم دارم بد می نویسم اونقدری بد که نمیتونم بفهمم نوشته هام منظورشون چیه

شدم مثل بلاگ نویس هایی که برای بار اول دارن مینویسن دقیقا مثل کسایی که تا الان هیچ چیزی ننوشتن

خوب الان یه مقدار محیط اطرافم رو با سکوت بیشتری قبول کردم از امروزم بگم و برنامه هایی که واسه تا عصرم دارم

باید پروژه مهندسی رایانه کوچکم رو اماده کنم که فردا ارائه بدم

بحث Robo Droid که منابع زیادی در دسترسم هست اما باید بشینم خونه همه رو بخونم که کامل مرتبشون کنم و یه پاورپوینت مرتب ازش در بیارم تا بتونم کامل اون چیزی که میخوام و باید رو اماده کرده باشم

مطلب خاصی به ذهنم نمیرسه اما نوشتن بهم آرامش میده و الان دارم مینویسم تا ذهنم منظم بشه و بتونم بقیه کارام رو انجام بدم

امروز مالک ساختمون اومده بود تا راجع به اجاره دفتر صحبت کنه و شاید یکی از دلایلی که بهم ریخته منو همین باشه

 

نمیدونم چی بگم!

دیگه حوصله نوشتن ندارم

فعلا

یک امین نوبخت

 

Continue Reading