تعیین مسیر شغلی کارگاهی که متوقف نموند…

یه جلسه کارگاهی رو برای نوروز ۹۴ ترتیب داده بودم تحت عنوان تعیین مسیر شغلی، به دلایلی اون موقع برگزار نشد (فقط چندین مرتبه به صورت خصوصی برگزار شده بود) الان به لطف دوستان و همراهان عزیز شیراز میتینگز یه نمونه کوچیک از اون رو برنامه ریزی کردیم که این هفته اجرا میشه…
به لطف بسیاری از دوستان، این روزا مشغله کاری و ذهنی من به صورت مثبتی زیاده و اگر زیاد سمت بلاگ نمیام بر خلاف چند مورد قبلی که بی حوصلگی دلیل اصلی اون بوده، این سری به خاطر مشغله زیاد در به بلاگم نرسیده بودم.
تغییراتی رو توی روند برنامه ریزی خودم به زودی عملی میکنم و ان شالله این بلاگ هم بخشی از فعالیت های ماهانه من رو متعلق به خودش خواهد کرد.
روزنوشت امین نوبخت – مشاور و راه انداز کسب و کار اینترنتی

Continue Reading

برنامه ریزی توسعه و گسترش حوزه فروش

حدودا پارسال همین موقع بود که برای توسعه سازمانی به کمک سیستم های مدیریت فرایند مطالعاتم رو شروع کردم و تقریبا اوایل مرداد بود که مطالعاتم رو متوقف کردم و سراغ مدیریت پروژه چابک و ساختار اسکرام رفتم و الان باز میخوام به یه شرکت برای توسعه استفاده از مدیریت فرایند رو با تمرکز روی حوزه مدیریت ارتباط با مشتری بدم ولی اطلاعتم بروز نیست و پنجشنبه هم اولین جلسم با مدیریت اون شرکته، هنوز نمیدونم که باید چطوری بهش بگم که خوشش بیاد و حاضر بشه ریسک اموزش کارمندها و … رو قبول کنه و برای شروع این سیستم هزینه کنه.
البته پیشنهاد دیگه ای هم براشون دارم که روش اصلی خودمه، اونم اینه که به صورت حضوری و توی نقش کارمند توی محیطهای متفاوت حضور داشته باشم و مطالعاتم رو انجام بدم و بعد با توجه به نتایجی که به دست میارم شروع به طراحی سیستم لازم برای اون مجموعه کنم.

پ.ن: این پست رو گذاشته بودم برای خودم که بدونم میخوام چیکار کنم و به اشتراک نزاشتمش.
یه مذاکره که با ضعف کاملی حاضر شدم و همونجوری که از اول جلسه متوجه شدم نمیتونستم به کوچکترین بردی برسم.
اما چند تا درس گرفتم، تا وقتی روی سیستم مشتری مطالعه نکردم نباید شروع به ارائه راهکارهای موجود کنم و بعد از اولین مطالعه تازه شرایط رو تحلیل کنم و با گرفتن یک زمان، راه حلهایی که موجود رو ارائه بدم.

پ.ن۲: الان بعد از حدود ۲ ماه که از این موضوع گذشته این پست رو به اشتراک میگذارم.

Continue Reading

تغییر مسیر شغلی، نوروز ۹۴

بعد از چندین بار تغییر مسیر شغلی و مطالعه عمیق و موردی راجع به تغییر مسیر، به این نتیجه رسیدم که تجربیات خودم رو راجع به تغییر مسیر، ریسک ها و فواید پیش روی هر تغییر رو با بررسی شرایط درونی و بیرونی، سختی های طی مسیر، موفقیتهای کوچیک و بزرگ که ممکنه توی مسیر تغییر یا به عنوان نتیجه اون دیده بشن رو در اختیار بقیه بگذارم، برای همین یه کارگاه نیمه خصوصی رو با همین هدف برنامه ریزی کردم تا شروع سال ۹۴ رو برای اطرافیانم با یه تغییر مناسب توی مسیر شغلیشون همراه کنم.
ولی
یه مشکلی پیش اومد، دو روز قبل از تحویل سال مریض شدم، آبله مرغون گرفتم و نتوستم کارگاه رو برگزار کنم…
کارگاه بالاخره بعد از تعطیلات نوروز کلید خورد و به صورت خصوصی برگزار شد و تونستم با همکاری دوستان عزیز و خوبم که دوست داشتند شغل فعلی خودشون رو ترک کنن و سراغ شغل جدید برن، چند مسیر متفاوت رو طراحی کنیم و خوشبختانه الان بعد از حدود ۲.۵ ماه که از شروع کارشون توی محیط جدید میگذره کاملا راضی هستند و شرایط خوبی رو برای خودشون توی محیط کار ایجاد کردند.

Continue Reading

برنامه روزانه من…

چهارشنبه هفته پیش بود که ماشین استارتاپ ناب شروع شد، کارگاه های اموزشی خوب، ارائه های خوب دوستان، کلی اتفاق های خوب اومدن و مهم تر از همه آشنا شدن با افراد دوست داشتنی، خوب و جدید، همه گذشتن، باز به دنیای روزمره کاری خودم برگشتم، باز صبح ها میرم دفتر، مخاطب هایی که امروز باید ببینمشون رو بررسی میکنم، اگر قرار باشه ارائه ای داشته باشن فایل هاش رو آماده میکنم، کم کم ساعت ۹:۳۰ میشه و شروع جلسات، تا ساعت ۸ شب جز برای نهار و استراحت بعد از اون زمانی برای خودم ندارم، ساعت ۸ هم با جمع بندی امروز و برنامه ریزی فردا از دفتر میزنم بیرون، یکم قدم میزنم و ساعت ۱۰ میرسم خونه…

این روال یه روز عادی منه، معمولا اینجوری روزهای کاریم میگذرن.
علاقه به نوشتنم هر روز بیشتر میشه و نوشتن روزنوشت هر روز برام کم رنگ تر میشه، این روزا اینقد درگیر برنامه های کاری هستم که بعضی وقتا خودم رو هم فراموش میکنم، اما باید این روزها رو خوب سپری کنم تا بتونم به قول هایی که به خودم دادم عمل کنم.

Continue Reading

باز هم چند روز توقف و آماده شدن برای روزای خوب پیش رو

سلام، خیلی ساده سلام میکنم چون باید ساده سر کنم…
چند وقتی روی خودم کار کردم تا بتونم از  فاز ایده آل گرایانه همیشگی خودم خارج بشم اما این سری داستان متفاوته، این سری اومدم تا نشون بدم با ایده آل گرا بودن خودم مقابله کنم و بگم که با ساده نشون دادن و اون چیزی که هستم خودم رو نشون دادن میتونم به همه چیزایی که میخوام برسم، اینجوری احتمالا میرسن روزایی که بگم من فاکتورهای ایده ال گرایانه الآنم واسم عادی شده باشن و فاکتورهای موفقیتم سطح خیلی بالاتری به خودشون گرفته باشن.
خانواده کاملی که کنارمن بهم کمک میکنن تا بتونم همه چیز رو بسازم، همونجوری که تا الآن کمک کردن تا تهش باهام میمونن و بهم کمک میکنن، حتی میتونم بگم به اینکه اونا کمکم میکنن بیشتر از خودم مطمئنم.
//..ارادمند-یک

پ.ن: این پست رو چند روز پیش نوشتم و الآن دارم آپ میکنم، الان شروع کردم و سه روز اخیر رو عالی گذروندم.

Continue Reading

روزهای خوب من دارن به عملیاتی شدن نزدیک میشن

سلام، روزهای خوبی که همیشه ازشون گفتم دارن اطرافم رو پر میکنن، دوستای خوب، روزای قشنگ، عمر پر انرژی و در آخر منافع مالی خیلی نزدیک…
بگذریم از اون روزی که امین نوبخت تازه شرکتش رو راه انداخت، مفهومی به نام هدف براش با لغت آرزو برابری میکرد.
نمیفهمید که چرا هر روز داره سر جای خودش درجا میزنه و با هزینه های سنگین و بدون معنی هم مسیر شده بود.
الآن اون امین نوبخت پخته تر شده، فهمیده که باید دنیای قشنگ این روزای خودش رو همینجوری قشنگ حفظ کنه، خیلی خوب یاد گرفته چجوری میتونه قبل از اینکه عجله اون به جای منطقش تصمیم بگیره، ریسک ها و موفقیت های پیش روی تصمیمش رو ببینه، هنوز خیلی سفر پیش رو داره، چون باید پختگی خودش رو ببینه…
امین نوبخت روزای خوبی رو پیش رو داره

ارادتمند-یک

Continue Reading

روزهای خوبی که میگذرن و بهتر میشن

سلام
روزهای خوبی رو دارم تجربه میکنم
از پیشرفتهای چشمگیر توی برنامه های کاری و درسی گرفته تا دو استارت اپ موفقی که باهاشون همراه بودم و تونستم از نظر مجریهای خوب و فعال اونها برنامه ریز خوبی باشم و بتونم به خوبی موفقیت اونها رو ببینم و بتونم به خوبی واسشون طرح بنویسم.
با یک همراه جدید برنامه های کاری خودم رو پیش میبرم که امیدوارم بتونیم با موفقیت مسیر شغلی مثبتی که داریم رو مدیریت کنیم.
ارادتمند-یک

Continue Reading

محرم آمد و …

باز هم محرمی دیگر و باز هم عزادارانی که خوش نامی و بدنامی بین اونها زیاد شده و هر کسی برداشت خودش رو از عزاداری ها مینویسه و من هم برداشت خودم رو میگم تا شاید اگر اینده خواستم تغییری توی نظرم بدم در جریانش قرار بگیرم.
ماه حرامی که بزرگترین حماسه و جنگ ابتدای گسترش اسلام توی اون شکل گرفته بوده و حماسه سازی که باعث تبلیغات زیادی شده بوده و هنوز هم تبلیغات زیادی روی این موضوع میشه و متاسفانه خیلی ها برای تبلیغات از این فرصت بوجود اومده سو استفاده میکنند.
از محرم شیراز هم بخوام بگم به عکسی که از مراسم ظهر تاسوعا گرفتم قناعت میکنم.

wpid-dsc_0509.jpg

دومین سالی که اجتماع هییت های شیراز بطور کامل در محل شاهچراغ انجام شده بود و مراسم قشنگی بود و نظم مناسبی،هم حکم فرما بود.

Continue Reading

سلام دوباره به دنیای نوشتن

سلام، به خودم که بعد از این مدت زمان زیادی که گذشته دنیای خودم رو هر لحظه کاملتر کردم.
این روزا دنیای قشنگی دارم.
گذران زمان رو حس نمیکنم چون واقعا فشار کاری متناسبی رو دارم.
قرارها روز به روز دارن رسمیتر میشن و حس بهتری برام ایجاد میکنن.
از حس و حالم گفتم بهتره که الان با گفتن دقیق اتفاق ها شرحشون بدم.
۱- توی این مدت چند سمینار توی حوزه های مختلف شرکت کردم و یک سمینار هم راحع به خلاقیت کودکان با سخنرانی و مدیریت یکی از اساتید محترم خودم برگزار کردم.
۲- بعد از طراحی مسیرهای مختلف و انجام تحقیقات اولیه در هر حوزه و مسیر دو طرح کلی برای رسیدن به اهدافم ترسیم کردم و از اواسط هفته اینده قرارها دقیقا روی همین حوزه ها متمرکز خواهند بود.
۳- روزهای اینده با تمرکز روی حوزه مدیریت کسب و کار مطالعات خودم رو ادامه خواهم داد.
۴- اولین کسب و کاری که در حیطه اون کارهای مشاوره ایم رو شروع کردم داره به مراحل اجرایی نزدیک میشه(مرکز خدمات و تشریفات مجالس)
۵- شاید روزی برسه که محتوای این وبلاگ هم به ساختار اموزشی تبدیل بشه و مثل خیلی از بزرگان دنیای وب مشغول نوشتن محتوایی بشم که بقیه هم از خوندشون لذت ببرن.

Continue Reading